حمید میرمعینی کارشناس ارشد بازار سرمایه نوشت:
بازار سرمایه که در پارادایمهای نوین اقتصادی جایگاهی جریانساز و جهت دهنده دارد، از جمله ابزارهایی است که اقتصادهای توسعهیافته و در حال توسعه از آن به عنوان موتور محرک اقتصادی و عصاره و نماد علم اقتصاد بهره میبرند و در جایگاه مغز متفکر اقتصاد، نقشآفرینی میکند.
ولی چرا با این همه تجربیات موفق در اکثر کشورها و مزایایی که بازار سرمایه میتواند برای اقتصاد و جامعه داشته باشد و در مطالعات تطبیقی و تحقیقات مختلف، نقش بیبدیل آن به اثبات رسیده است اما در ملاحظات و سیاستگذاریهای کلان مورد استفاده و توجه ویژه قرار نمیگیرد؟
یا حتی هر روزه شاهد تصمیماتی هستیم که به زیان سهامداران و سرمایهگذاران اتخاذ میشود؟ قطعا پاسخ به این دو سوال نیازمند تحقیق و مطالعه عمیق است اما قبل از پاسخ به این سوالها، بیایید نگاهی به شرایط و وضعیت بازار سرمایه از ابتدای سال بیندازیم.
شاخص کل (TEDPIX) بورس تهران از ابتدای سال تا ۸شهریورماه حدود ۱۱.۶درصد کاهش ارتفاع را تجربه کرده و از بالاترین رقم شاخص در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ماه حدود ۲۶درصد افت را ثبت کرده است. به این ترتیب از تاریخ ۲۳خردادماه (وقوع جنگ) تا ۸شهریورماه، ۱۹.۵درصد عقبنشینی ماحصل سرمایهگذاری در بورس بوده است.
از سویی ارزش بورس تهران که حوالی ۲۰خرداد در رقم ۹.۴هزار همت قرار داشت اینک به ۶.۹۱هزار همت رسیده که سقوط حدود ۲۳درصدی را نشان میدهد. با نگاهی به وضعیت گردش معاملات (میانگین ارزش معاملات خرد روزانه) نیز میتوان دریافت، این سنجه آماری که در هفته سوم خرداد به طور میانگین در سطح ۷.۳همت قرار داشته است در مرداد به سطح ۴.۰–۳.۷همت کاهش یافته که حدود ۵۰درصد افت در میانگین ارزش معاملات خرد را نشان میدهد.
در ماههای اخیر تمایل جریان پول به دلیل ریسکهای سیاسی و اقتصادی همواره به سمت بازار سهام نبوده است. بررسی نوسانات بازارهای دارایی در ماههای اخیر نیز از برتری بازارهای رقیب پرده برمیدارد. ازاینرو تمایل به خرید سهام در در پایینترین میزان خود قرار داشته است.رصد رفتار معاملهگران نیز نشان میدهد استراتژی سرمایهگذاران متاثر از عوامل سیاسی، اقتصادی و رفتاری بوده است که در این میان میتوان ریسک سیاسی را به عنوان مهمترین متغیر اثرگذار بر وضعیت بازار سرمایه نام برد.
درگیری مستقیم با رژیم صهیونیستی و پیشروی مخاطرات نظامی، انتظارات بدبینانهای را نسبت به چشمانداز اقتصادی کشور ایجاد کرد همین امر موجب شد تا ریسکهای عملیاتی شرکتها افزایش یابد. علاوه بر این مساله و ابهامات پرونده هستهای کشور مباحث مرتبط با گسترش درگیری، تبعات بینالمللی و فعال شدن مکانیسم ماشه باعث شد تا فعالان بازار سرمایه به ویژه بازیگران خرد بازار، فروش سهام را در اولویت قرار دهند و از ریسک خرید سهام اجتناب کنند. بنابراین شوک ریسکهای سیاسی در کنار متغیرهای اقتصادی بازار سرمایه را منزوی کرد. این وضعیت در حالی است که عدمقطعیت در شرایط متغیرهای کلان اقتصادی (بودجه دولت،سیاستهای قیمتگذاری و…)، همراه با فشار بر برخی صنایع شاخصساز (فلزی/پالایشی/بانکی) که بارها درگزارشهای روزانه دیده شد، عایدی جر بورس هراسی در بر نداشت.
تضعیف جریانهای تامین مالی و سرمایهگذاری جدید، فشار بر ارزش بازارِ دلاری با توجه به حساسیت سودآوری بسیاری از شرکتها به قیمتهای جهانی کالا و متغیرهای ارزی و عدم تغییر در قیمت ارز توافقی بهرغم تورم ۴درصد ماهیانه و تداوم بحران ناترازیها در حوزههای برق، گاز، آب و تاثیر آن بر عملیات تولید بنگاههای بورسی طبق گزارشهای شرکتها شرایط سختی را در بازار سرمایه رقم زده است.
افزون بر این موارد، ترس از توقف معاملات و بسته شدن مجدد بورس و فرابورس نیز اکنون به یکی از نگرانیهای اصلی سرمایهگذاران مبدل شده است. متاسفانه رفتار متولی بازار در بسته نگه داشتن ۱۲روزه بازار و کمتوجهی به یکی از محوریترین اصول بازار یعنی اصل نقدشوندگی، به دلیل بیبرنامگی و عدم حمایت مناسب و همهجانبه از سرمایه افراد نه تنها مانع از ایجاد صفهای فروش و افت بازار نشد حتی ترس و تردید جدیدی به نام ترس از توقف و بسته شدن مجدد بازار را به راه انداخته است.
در این میان افت محسوس ارزش معاملات خرد (۷.۳به ۴همت) و گزارشهایمکرر از خروج پول حقیقی در دورههای پرتنش حاکی از کوچ معاملهگران از سمت سهام به سمت فروش و صندوقهای کمریسکاست. از همین منظر است که شاهد رفتار تودهای و صفمحور در اکثر روزهای بعد از آتشبس بودهایم، این در حالی است که حمایتهای غیر جامع و غیر هدفمند نیز حواشی را در بازار سرمایه رقم زده است.
ااین اتفاقات نشاندهنده آن است که اولا دولت اعتقاد راسخی بهخصوصیسازی و سرمایهگذاریهای خارج از تصدی دولتی ندارد و بخش خصوصی قدرتمند، ظاهرا تهدید محسوب میشود. دوم اینکه سیاستگذاران اقتصادی با کارکرد و نقش بازار سرمایه در اقتصاد آشنا نیستند و بهنظر میرسد جرات استفاده از ابزار نوینی همانند بازار سرمایه را در قوارههای توسعهیافته ندارند. سوم اینکه سیاستگذاران در ایجاد امنیت سرمایهگذاری در تراز استانداردهای اقتصادهای توسعهیافته نا موفق هستند و سیاستگذاران بازار سرمایه نیز هنوز نتوانسته انداعتماد مسوولان اقتصادی کشور را جلب کنند.
به نظر میرسد، رویکرد و نگاه فعلی دولت به بازار سرمایه نگاهی دخالت گونه است. بیگمان حرکت به سمت بورس و بازار سرمایه توسعهیافتهای که میتواند تعیین کننده و تعدیل کننده در سیاستهای اقتصادی یا حتی سیاسی داشته باشد و به محلی امن برای سرمایهگذاری مبدل شود، مستلزم رویکردی علمی همچنین اعتقاد به سرمایهگذاری در نگاه سیاستگذاران خواهد بود. در غیر اینصورت هر چه جلوتر رویم گره مشکلات کورتر و برونرفت از بحرانهای پیش رو دشوارتر خواهد بود.
سالیان سال است که کارشناسان اقتصادی، با ارائه تحقیقات مختلف، دولتها را از سیاستگذاریهای غیرعلمی و سیاسی بر حذر میدارند. حال ناخوش این روزهای جامعه حاصل دههها بیتوجهی به علم و اصرار بر روشهای منسوخ و نخ نمایی است که متناسب با نیازها و الگوهای جدید حکمرانی نیستند. تا زمانی که رویکرد و نگاه حکمرانی به مقوله سرمایهگذاری و علم اقتصاد تغییر نکند اعتماد به بازار سرمایه هر روز کمرنگتر خواهد شد.